خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۰۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماه ندیدی ار دلا، یار چو ماه من نگردر رخ او نظاره کن، صنع آله من نگر
۲
گفتمش از لبت چشان، گفت برو، وزین هوسهجده هزار هم چو خود بر سر راه من نگر
۳
دفع کنم ز گریه من شعله دمی ز توتیاسوخته جان و دل بسی زآتش و آه من نگر
۴
این طرفم زبان دهد کان توام به جان و دلچشمک ازان طرف زند، شوخی ماه من نگر
صفحهٔ ۱ از ۳