شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۰۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای به تپیدن از تو دل، هوش که می بری مبروی به خرابی از تو جان، باده که می خوری مخور
۲
خوردن غم ز دل بود، چند به خلق غم دهیگر غرض اینست، از کسان دل که همی بری مبر
۳
کبک روانی و رهت هست درون سینه هادانه دل بخور، ولی دور که می پری مپر
۴
شاه بتانی و بتان بنده تو ز بنده کمغاشیه نه به فرق شان، بنده که می خری مخر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth