خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۰۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ز چون تو بت شده، صد پارسا زنار دارآفتابی، روی ما در قبله دیدار دار
۲
چون غم و اندوه خالت را فراوان پیشوادر بلا و فتنه چشمت را هزاران کار دار
۳
رشکم آید ز آنچه غمهایت، دگر یاران خورندآن همه یک جا کن و پیش من غمخوار دار
۴
ناوکی زن بر دلم کز زحمت خود وا رهمخویش را بهر دلم یک دم درین پیکار دار
صفحهٔ ۱ از ۳