خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۰۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای چراغ جانم از شمع جمالت نور داربارک الله، چشم بد زان روی زیبادور دار
۲
چون دلم را بت پرستی نو شد اندر عهد توباری این بتخانه دیرینه را معمور دار
۳
کار دل کردی، برافگن بعد ازین بنیاد عقلشحنه را چون دور کردی، دست در دستور دار
۴
من نه آنم کز درت سر بر کنم تا زنده امگر اجل از کوی تو دورم کند، معذور دار
صفحهٔ ۱ از ۲