شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۰۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پرتو خورشید بین تابنده از روی قمرشاد باش، ای روشنی روی نیکوی قمر
۲
راست چون ماه نوم کاهیده و زار و نزارکز پس ماهی بود یک روز پهلوی قمر
۳
هر شبی تا صبح بیدارم به بازی خیالسر به روی خاک ماندم، چشم بر روی قمر
۴
ای دل، ار خواهی که حلوایی خوری از عید وصلمن حلالت می نمایم، آنگه ابروی قمر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth