شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۱۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در فراقش رود خون از دیده می بارم هنوزوان زدلگرمی نگوید ترک آزارم هنوز
۲
سالها تا گلبن مقصود در می پرورمز آب چشمم بر نمی آید گل از خارم هنوز
۳
گر چه بر باد هوس شد خرمن امید منتخم مهرش در میان جان همی کارم هنوز
۴
گر چه پر داغ است جان من ز هجر آن نگارداغ مهرش بر جیبن دوستی دارم هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth