شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۱۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مست و لایعقل گذشتم از در میخانه دوشسالکی دیدم نشسته پیش پیر می فروش
۲
گشته از دنیا و مافیها به کلی اختیاراز پی یک جرعه می بر باد داده عقل و هوش
۳
مطربان افتاده بی خود هر یکی بر یک طرفاز نفیر آسوده چنگ و از فغان بربط خموش
۴
شمع مجلس ایستاده زرد و لرزان و نزارآتشی بر سر دویده آمده خوش خوش به جوش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth