خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۱۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مستی گرفت شیوه آن چشم پر خمارششد ختم جان فزایی بر لعل آبدارش
۲
تا باغ حسن گیرد نزهت، قضا نهادهسروی ز قامت او بر طرف جویبارش
۳
افزود مهرش آندم دل را که بی حجابیبنمود روی تابان خورشید سایه دارش
۴
آوازه بت حسن بنشست بی توقفناگاه چون بر آمد از روم و زنگبارش
صفحهٔ ۱ از ۳