خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۱۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کرشمه های سر زلف در بنا گوششحدیث درد دلم ره نداد در گوشش
۲
بیا که سر به فدایت نهاده ام، ورنهچنین عزیز ندارم نهاده بر دوشش
۳
نگو که غمزه من خون کس نمی ریزدتو یاد می ده اگر می شود فراموشش
۴
دلم ز پختن سودای وصل سوخته شدکه هیچ پخته نشد کار من به صد جوشش
صفحهٔ ۱ از ۳