خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۲۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیاید گر چه هرگز از فرامش گشتگان یادشغلام آن سر زلفم که در هم می کند بادش
۲
به مکتب دانشی ناموخت جز آزار مسکینانکه داند تا کدامین سنگدل بوده ست استادش
۳
اگر چه پاس دلها نازنین من نمی دارددعای عاشقان هر جا که باشد پاسبان بادش
۴
فراموش کردی درد خود مرا از راه مظلومانخدایا کج مکن مویی ز یاریهای بیدادش
صفحهٔ ۱ از ۲