خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۲۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کس نشسته شاد به کام و هوای خویشبیچاره من اسیر دل مبتلای خویش
۲
هم جان درون این دل و هم دوست، وه که منخونابها خورم ز دل بیوفای خویش
۳
فرداست ار به بنده جدایی، دلا، بیاکامروز نوحهای بکنم از برای خویش
۴
تا من از آنِ دل شدم و دل از آنِ دوستاین جان من کیای من و من کیای خویش
صفحهٔ ۱ از ۳