خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۲۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیده را زان سبزه نو رسته نوروزی ببخشسینه را زان غمزه خون خواره دلدوزی ببخش
۲
یک طرف بنما ز روی و یک گره بگشا ز زلفمرده ام، از زندگانی یک شبانروزی ببخش
۳
از پس سالی نمودی رو، مکش تا بنگرمور حقیقت خواهیم کشتن، یک امروزی ببخش
۴
خامی آن کس که دید آن روی چون آتش نسوختیارب، افسرده دلان را در جگر سوزی ببخش
صفحهٔ ۱ از ۲