شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۲۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دی می گذشت و سوی او دلها روان از هر طرفصد عاشق گم کرده دل سویش روان از هر طرف
۲
گلگون نازش زیر زین، غمزه بلایی در کمینمی مرد ازان پیکان کین، پیر و جوان از هر طرف
۳
ژولیده زلف فتنه خو، مخمور چشم کینه جوموها پریشان کرده او، خونها چکان از هر طرف
۴
جانها و دلها چون خسی در راهش آب هر کسیمی رفت جان و دل بسی گیسوکشان از هر طرف
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth