خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۲۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نترسم از بلا چون دیده بر رخساره ای دارمکه جان غم کشی بی غیرتی بیکاره ای دارم
۲
بخواهم سوخت روزی عاقبت این آشنایان راکه هر شب بر سر کویش رهی خونخواره ای دارم
۳
نظر در یار مشغول است و جان در بار بربستنتو، ای نظارگی، دانی که من نظاره ای دارم
۴
نمی دانم، حکیما، دل کجا شد در جگر خوردنببینی در غریبستان یکی آواره ای دارم
صفحهٔ ۱ از ۲