شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۲۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به چشم تر دمی کاندر دل بریانش می‌دارموی اندر خواب و من نزدیک خود مهمانش می‌دارم
۲
خیال زلف او را رنجه می‌سازم، بیا، ای جانکه بیرون آید، آنگه چشم بر جولانش می‌دارم
۳
رخ او بینم و با خویشتن گویم، نمی‌بینمعجایب غیرتی کز خویشتن پنهانش می‌دارم
۴
اگر میرم، فسوسی نیست بر جانم، جز این حسرتکه جان بویش گرفت از بس که اندر جانش می‌دارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth