شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۲۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خراش سینه خود با یکی خونخوار می گویمحساب عمر می دانم که غم با یار می گویم
۲
فراهم کی شود ریش دلم زینسان که من هر دم؟حدیث آن نمک پیش دل افگار می گویم
۳
به جانان گفته ام ناگه نخواهد رفت جان، یاربنمی دانم چه نام است این که من هر بار می گویم
۴
درون خویش خالی می کنم زان زنده می مانمکه ذکرت شب و روز پیش در و دیوار می گویم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth