شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۳۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مستم که امشب گوییا میهای پنهان خورده اممن با خیال خویش می با نامسلمان خورده ام
۲
نی نی که خوردم خون خود،چون پوشم ازتو،چون رخمبر من گواهی می دهد هر می که پنهان خورده ام
۳
از تشنگی آن دو لب می آیدم خون در جگرمردم که در خواب از لبش دوش آب حیوان خورده ام
۴
این نیم کشت غمزه را بیرون میارید از لبشتا جان هم آنجایم رود کز یار پیکان خورده ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth