خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۳۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از غمزه ناوکزن شدی، آماجگاهت دل کنمهرروز جانی بایدم تا بر درت منزل کنم
۲
دل رفت و جان هم میرود، گویی که بیما خوش بِزیگیرم که هرکس دل دهد، جان از کجا حاصل کنم؟
۳
جو جو بِبُرَّم خوش را از تیغ بر خاک درتتا خوشه مِهرم دهد، تخم وفا در گِل کنم
۴
حاصل مرا صبح طرب، دل عاشق شبهای غمبد روز مادرزاد را از حیله چون مقبل کنم
صفحهٔ ۱ از ۲