خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۳۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر دم بنتوانم که آن رخسار زیبا بنگرمجایی که روزی دیده ام رو آرم آنجا بنگرم
۲
گه گریه پوشد چشم و گه بیخود شوم، چون در رسدممکن نگردد هیچ گه کان روی زیبا بنگرم
۳
آتش بتر گیرد به دل، هر چند بر یاد رخشبیرون روم، وز هر طرف گلهای صحرا بنگرم
۴
ای باغبان، لطفی بکن در بوستان ره ده مراگر نخل ندهد میوه ای، باری تماشا بنگرم
صفحهٔ ۱ از ۳