شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۳۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک شب اگر من دور از آن گیسوی در هم اوفتمبالین سودا زیر سر بر بستر غم اوفتم
۲
چون در نگیرد سوز من با شمع رویش، دل ازانرو سوی دیوار آورم، در شب به ماتم اوفتم
۳
دامن چو صبح از مهر او زینسان که در خون می کشمهر لحظه در صد موج خون زین چشم پر نم اوفتم
۴
چون نقطه پیش خط نهد از خاک گندم گون رخشزان دانه درد از بلا روزی چو آدم اوفتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth