شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۳۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیدم بلای ناگهان عاشق شدم، دیوانه همجانم به جان آمد همی از خویش و از بیگانه هم
۲
دیوانه شد زو عشق هم، ناگه برآورد آتشیشد رخت شهری سوخته، خاشاک این ویرانه هم
۳
شمع اند خوبان کاهل دل دانند سوز داغ شاناین چاشنیها اندکی دارد خبر، پروانه هم
۴
مانده دو چشم من به ره، جانا، مکن بیگانگیاین خانه اینک ز آن تو، می بایدت آن خانه هم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth