خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۳۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خرم آن روزی که من با دوست کاری داشتمبا وصال او به شادی روزگاری داشتم
۲
داشتم، باری از این اندیشه کاید جان برونبر زبان راندن نمی آرم که یاری داشتم
۳
تن چو گل صد پاره شد، از بس که غلتیدم به خاکاز فسون آن که خرم نوبهاری داشتم
۴
خوش نیاید کایم از خانه برون کاین خانه رادوست می دارم که در وی دوستداری داشتم
صفحهٔ ۱ از ۲