خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۳۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاد باد آن کز لبش هر لحظه جامی داشتموز می وصلش به نو هر روز جامی داشتم
۲
مست آن ذوقم که در دور خمار چشم اوزان لب یاقوت گون عیش مدامی داشتم
۳
آخر، ای جان، یاد کن یک شب ز دور افتادگانروزی آخر با تو من حق سلامی داشتم
۴
روزها می خواهم آن شب کز عبیر زلف اوچون نسیم صبحدم مشکین مشامی داشتم
صفحهٔ ۱ از ۲