شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۳۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش من روی چو ماه آشنایی دیده امجان فدایش، گر چه بهر جان بلایی دیده ام
۲
مست آن ذوقم که دی از حال من گفتند، گفت«یاد می آید که من روزیش جایی دیده ام »
۳
خواست وی بدهد زکوة حسن، چون دربان مرادیده بر گفت «اندر این کوچه گدایی دیده ام »
۴
برکشم این دیده کز وی پر کشم خونابه، لیکزانش می دارم که وقتی زیر پایی دیده ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth