شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۴۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گذشت عمر و دمی در رخ تو سیر ندیدمز هجر جان به لب آمد، به کام دل نرسیدم
۲
چو غنچه تا به تو دل بستم، ای بهار جوانیبه هیچ جا ننشستم که جامه ای ندریدم
۳
گه جدا شدن جان ز تن نباشد هرگزعقوبتی که من اندر جدایی تو بدیدم
۴
جز این ز مردن خویشم فسوس نیست به سینهکه زیر پای تو شادی مرگ خویش ندیدم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth