شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۴۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر ز من بروی، تاب دوری تو ندارماگر نماییم آن روی، نیز تاب ندارم
۲
همی خورم ز تو صد خار غم، همین برم آردچو کار خویش به دنبال بخت تیره گذارم
۳
مباد هیچ زوالت، چو زیر پا کنی آن خطکه خال خویش به خار رهت به گریه نگارم
۴
دو لب به گریه بشویم، چو خاک پای تو بوسممگیر چشم، اگر آب دیده پاک ندارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth