خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۴۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم ز دست تو خون شد، ندانم این به که گویم؟علاج خود ز که سازم، دوای دل ز که جویم؟
۲
بریخت اشک من آن را که پاره گشت دروغمبرفت آب من آن را که رخنه گشت سبویم
۳
از این دو دیده پر آب من که ریخته باداچه آب ریختگی ها که آمده ست به رویم
۴
رهی به کوی تو جویم که گویمت سخن خودتو سوی خود ندهی ره، ندانم این به که گویم؟
صفحهٔ ۱ از ۲