شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۴۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیار، ساقی، دریای بیکرانه به سویمکه کشته می نشود آتش جگر به سبویم
۲
طفیل خاک یکی جرعه ریز بر سر من، ریزکه گرد تو به ازاین دلق بی نماز بشویم
۳
نگنجم ار به در زاهدان ز بهر تبرکبس است خدمت رندان مست بر سر کویم
۴
خوش آن خمار پیاپی که لعبتان خماریشبم دهند شراب و ره درونه ربویم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth