خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۴۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکست پشت من از بار غم، چه چاره کنم؟ز غصه چند خورم خون خویش و دم نزنم
۲
به تیغ هجر دل من هزار پاره شده ستعجب نباشد، اگر خون برآید از دهنم
۳
ز بس که سینه خراشم چو گل ز دست فراقچو لاله غرقه خون است چاک پیرهنم
۴
ز بعد مردنم ار سوز دل چنین باشدبسوزد از تب هجر تو در لحد کفنم
صفحهٔ ۱ از ۲