شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۴۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز عشقت خواستم از جان و یک دم با تو ننشستمبریدم از جهان بهر تو و با تو نپیوستم
۲
تو در ابرو گره بستی و گفتی «خون تو ریزم »من این فال مبارک را درون دل گره بستم
۳
ندارم حد آن کز شب روان زلف تو لافمولیکن این قدر دانم که در کویت سگی هستم
۴
چو ارزان نیست آن دولت که پیشت بار یابد کسمرا این دولت ارزانی که بر خاک درت بستم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth