خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۴۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشق شدم، با یار بدعهد وغا کردمزان شوخ جفا دیدم، هر چند وفا کردم
۲
یارب، چه شد آن پر فن، دل را که ستد از منمن هوش که را دادم، من صبر کجا کردم؟
۳
مطرب غزلی تر زد، درد کهنم نو شدمعذور بدم، جانا، گر جامه قبا کردم
۴
یک چند ز هر سودا باز آمده بود این دلناگاه ترا دیدم، بر خویش بلا کردم
صفحهٔ ۱ از ۲