خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۴۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زین پس سر آن نیست که من زهد فروشمساقی، قدحی ده که به روی تو بنوشم
۲
جایی که نیرزد به جوی دین درستماین توبه صد جای شکسته چه فروشم؟
۳
بس پیر خرابات که دیدم به شفاعتتا باز گشادند در میکده دوشم
۴
اکنون که سرم شد به در میکده پامالچون بیم دهد محتسب از مالش گوشم؟
صفحهٔ ۱ از ۲