شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۴۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشقت نصیب من همه غم داد، درد همهوش و قرار من نشد و خواب و خورد هم
۲
دردا که آه گرم به تنهائیم بسوختتنها نه آه گرم که دمهای سرد هم
۳
عشاق را کسی که جفا گفت، عیب کرددید آنچه گفت و یاد کند آنچه کرد هم
۴
جرمم که از وفاست ببخشای و عفو کناینک شفیع خون دل و روی زرد هم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth