شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۴۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دریاب که من طاقت هجر تو ندارمبشتاب که افتاد به جان بهر تو کارم
۲
از من تو کران کردی و خون ماند به چشممگوهر ز برم رفته و دریا به کنارم
۳
هر روز دم سرد، مگر باد خزانمهر لحظه زنم اشک، مگر ابر بهارم
۴
هر شب ز پی طالع بد تا به سحرگاهقطره ز مژه بارم و سیاره شمارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth