خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۵۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز این دل من رو به که آورد، ندانم؟وان صبر که بوده ست، کجا کرد، ندانم؟
۲
شب ها منم و گوشه غم حال من این استحال دل آواره شبگرد ندانم
۳
آن گرد که می خیزد ازان راه ببینیدو آن کیست سوار از پی آن گرد، ندانم؟
۴
اشک از سفر کوی ویم تحفه غم آوردمن خوش تر ازین هیچ ره آورد ندانم
صفحهٔ ۱ از ۲