خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۵۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب ست این وه چه بی پایان و یا خود زلف یارست اینمه است این پیش چشمم یا خیال آن نگارست این
۲
رسیده موسم نوروز و هر کس در گلستانیجهان در چشم من زندان، چه ایام بهارست این؟
۳
چه آیم در چمن، ای باغبان، کان گل که هست آنجابه دیده می نمایم دل، به من گوید که خارست این
۴
سیه شد روز من از غم، پریشان روزگارم همنه روز آسایشم باشد نه شب، چون روزگارست این؟
صفحهٔ ۱ از ۳