خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۵۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درآ، ای شاخ گل، خندان و مجلس را گلستان کنبه گفت تلخ چون می عاشقان را مست و غلتان کن
۲
از آن زلف پریشان نامزد کن باد را، ور کسبه عهدت خواب خوش دارد، همه خوابش پریشان کن
۳
مگو «پیراهن زیبایی آمد چست بر یوسف »تو هم بشناس خود را و یکی سر در گریبان کن
۴
فراوان بت پرستیدم به محراب نماز، اکنونبه محراب دو ابروی خودم از سر مسلمان کن
صفحهٔ ۱ از ۴