خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۵۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی رسم بناگوشت گل اندر سبزه پروردنحرامت باد بی یاران می اندر ساغر آوردن
۲
لطافت گویم آن یا حسن یا خود آدمی کشتنشمایل خوانم آن یا شکل یا خود مردم آزردن
۳
چه رویست آن، تعالی الله که نتوان زیستن بی او؟چه شکل است آن نمی دانم که نتوان پیش او مردن؟
۴
گهی از رخ فشاندگان گرد و گه در دامن افگندنگهی بر روی بردن دست و گه در آستین کردن
صفحهٔ ۱ از ۲