خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۵۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا قامت چو چوگان است و سر چون گوی سرگردانبیا، ای ترک و چوگانی بدین سرگشته در گردان
۲
همه شب جان من گردانست گرداگرد رخسارتبدانگونه که باشد گرد گل باد سحر گردان
۳
سرت گردم، زمانی گوش کن بر ناله های منگرت درد سری باشد مرا بر گرد سرگردان
۴
در ایام چو تو شکر لبی تا کی کشم تلخی؟بزن یک خنده و دامان عیشم پر شکر گردان
صفحهٔ ۱ از ۲