شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۵۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سودای خوبان کم نشد، زین جان غم فرسود منهستی همه کردم زیان، این بود زیشان سود من
۲
با هر که بنمودم وفا، دیدم جفایی عاقبتشکری نگفت از هیچ کس، این جان ناخشنود من
۳
من خود ز دست هجر تو در تلخی جان کندنمابرو ترش کرده مرو، ای ترک خشم آلود من
۴
بنشین به بالینم دمی، من خود نخواهم زیستنباری ببینم روی تو، کافیست خود مقصود من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth