خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۵۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خونی ز چشمم می رود، در انتظار کیست این؟تیری به جانم می نهد، از خارخار کیست این؟
۲
دل کز بتان بوالهوس آورده بودم باز پسباری دگر دزدیده کس، بنگر که کار کیست این؟
۳
هر دم به خاکی منزلم، هر دم غباری حاصلمای خاک بر فرق دلم، آخر غبار کیست این؟
۴
گویند اگر آن خوش پسر آید، چه آری در نظردر چشم من چندین گهر بهر نثار کیست این؟
صفحهٔ ۱ از ۲