خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۶۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خه از کجاها می رسی آلوده می همچنیندر خون شده زلف آنچنان، رخسار پر خوی همچنین
۲
چون دشمنانم، می کشی، من خود شدم کشته، ولیآخر مسلمانی ست این، ای دوست، تا کی همچنین
۳
سختی جانم بین که چون، سوز ترا تاب آورمناچیز گردد، گر فتد یک شعله در نی همچنین
۴
از بهر جانی در رخت، کی گویم این کز جور بس؟می کن تو تا من می کشم جور پیاپی همچنین
صفحهٔ ۱ از ۲