خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۶۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آستان یار و آن گه خون منشاد باش، ای طالع میمون من
۲
باده خواهی خورد، روشن شد مزاجچون چنین شد بار اول خون من
۳
بوالعجب کاری ست، من مشغول جانوان رقیبت در چرا و چون من
۴
کاری افتاده ست با شبها مراتو بخسپ، ای بخت دیگرگون من
صفحهٔ ۱ از ۲