خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۶۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از آن خویش کنم من که جان دهم بستانکه ز آن خود نشنوی تو به حیله و دستان
۲
بدین صفت که ز سر تا قدم همه شکریحلال بادت شیری که خوردی از پستان
۳
چه باشد ار به سر وقت من رسی وقتیچو مکرمان به سوی کلبه تهی دستان
۴
برون خرام که تا پارسای ثابت حالفدم درست نیارد نهاد چون مستان
صفحهٔ ۱ از ۳