خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۷۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر کنی گشت چمن با شوخ و با شنگی دو سهباغ صد رنگ آورد از بوی و از رنگی دو سه
۲
هر مژه از نرگست گویا زبانی شد که هستبهر دل بردن در او افسون و نیرنگی دو سه
۳
گر منت جان خوانم و جان دیده و دیده جگردوستم آخر مکن دل بد ازین ننگی دو سه
۴
عاشقانت را چو ناید خواب، غم گویند بازبر درت افتاده هر شب خسته دل تنگی دو سه
صفحهٔ ۱ از ۲