خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۷۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا شبی بر من سرخوش از شراب شدهکه بهر نقل تو دارم دلی کباب شده
۲
خراب کرده همه عاقلان عالم راخصلت چو هر سر مه بر سر شراب شده
۳
شب است زلف تو یکسو شده ز رخ، می نوشکنون که ابر گشاده ست و ماهتاب شده
۴
وفا مکن که بود عیب خوبرویان راکه جان دوست گذارند تا خراب شده
صفحهٔ ۱ از ۳