خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۷۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو شوخ هر کجا لب خندان گشوده ایاز دل بسی گره که به دندان گشوده ای
۲
آب حیات می رودت در سخن که لبگویی ره آب چشمه حیوان گشوده ای
۳
ما چون زییم بیش که از بهر جان مامستی و خوی چکان و گریبان گشوده ای
۴
هست از برای کینه ما خط کشیدنتمضمون نهان مدار که عنوان گشوده ای
صفحهٔ ۱ از ۲