خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۸۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست دلی که هر دمش آفت دین نمی شویمهر فزون نمی شود تا تو به کین نمی شوی
۲
صد ستم و جفای تو یاد نمی کنم به دلهیچ فرامشم به دل، ای بت چین، نمی شوی
۳
می نگری در آینه، من ز قرار می شومگر چه تو نیز می شوی، لیک چنین نمی شوی
۴
از تو چنین که می رسد نور به ماه آسماندر عجبم که تو چرا ماه زمین نمی شوی!
صفحهٔ ۱ از ۲