خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۸۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رخ خوبت به چه ماند، به گلستان و بهاریچشم مست تو بدان نرگس رعنای خماری
۲
می روی در ره و می گردد جان گرد سر توهم بدان گونه که گرد سر گل باشد خاری
۳
تیغ بگذار که باری حق عشقت بگذارمگر نه آنی تو که با ما حق صحبت بگذاری
۴
بیهده ست این که سر کوی تو باران دو چشممکز وفا خوشه نیابم که تو این تخم بکاری
صفحهٔ ۱ از ۳