خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۱۸۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سبزه نوخیز است و باران در فشان آید همیمیل دل بر سبزه و آب روان آید همی
۲
ابر گوهر بار پنداری که از دریا کناربار مروارید بسته کاروان آید همی
۳
جای آن باشد که دل چون گل ز شادی بشکفدکز صبا امروز بوی آن جوان آید همی
۴
می رود آن نازنین گیسوکشان از هر طرفصد هزاران دل به دنبالش کشان آید همی
صفحهٔ ۱ از ۲